میلاد جواد الائمه (ع) برشما مبارک باد.

 

شعری برای ماه رجب دست و پا کنید دل را پر از ترنُّم ِ یا ربَّنا کنید

آئینه وار خوبیُّ و بد را جدا کنید توشه برای روز مبادا سَوا کنید

با کیمیا مس دل خود را طلا کنید باب ُ الجواد واشده رو بر رضا کنید

حرف من و تو نیست نوا از نقاره هاست این جودنامه تحفه ای از جانب رضاست

حالا که خنده بر لب سلطان ماسواست غم از دل شکسته ی این نوکرش جداست

امشب مدینه شاهد تابیدن سَخاست آری جواد آمده غوغا به پا کنید

جود ِ وجود آمد و هستی بها گرفت آمد جواد و فرصت هر طعنه را گرفت

روی لب رئوف حرم خنده پا گرفت تابید ماه و در بر خورشید جا گرفت

شهر مدینه با قدم او صفا گرفت با این صفای ناب مدینه صفا کنید

آمد قرار سینه ی زار ِ پدر شود سدّی برای طعنه و طوفان شر شود

خاک از نگاه معتبرش بارور شود صحرای داغ با قدمش پر ثمر شود

سنگر برای حفظ بشر در خطر شود در این حریم سینه ی افسرده جا کنید

افسرده ایم و غصّه شده بین سینه جا خنده بر این لب و دل ما با تب آشنا

تب کرده ایم از غم هجران دلربا تنها دوای ماست نگاه تو یا رضا

آقا بده حواله ی شش گوشه را به ما امضاء برات دیدن کرب و بلا کنید

شعري براي خدا

شعري زيبا در مورد خدا ( ضرر نداره حتما بخوانيد )

توکل به خدا

پيش از اينها فکر مي کردم که خدا 

 خانه اي دارد کنار ابرها

مثل قصر پادشاه قصه ها

خشتي از الماس خشتي از طلا

پايه هاي برجش از عاج و بلور

بر سر تختي نشسته با غرور

ماه برف کوچمي از تاج او 

 هر ستاره، پولکي از تاج او

اطلس پيراهن او، آسمان

نقش روي دامن او، کهکشان 

 رعدو برق شب، طنين خنده اش

سيل و طوقان، نعره توفنده اش

دکمه ي پيراهن او، آفتاب

برق تيغ خنجر او مهتاب

 هيچ کس از جاي او آگاه نيست

هيچ کس را در حضورش راه نيست

بيش از اينها خاطرم دلگير بود 

متن كامل شعر را در ادامه مطلب بخوانيد

ادامه نوشته

عيدتان مبارك

باسمه تعالی

" هر چه دارم ، از تو و همه از برای توست

حلول سال شمسي جديد،سال1392 را به شما دوستان عزيزتبريك عرض مي کنیم.



اولين معنايي كه از عيد به ذهن مير سد

تغييراتي است كه انسان از ظاهر خود و يا در طبيعت ميبيند . اين آرايش ظاهري همچون پوشيدن لباس نو و آمد در روايتي از امير المومنين علي عليه السلام آمده است كه : هر روزي كه انسان در آن به زشتي آلوده نگردد آن روز عيد است چرا كه زشتي مهمترين بستر ظهور نزاع ميان آدميان است وباعث برهم خوردن آرامش دروني و بيروني انسانها ميگردد و اين همان چيزي است كه با عيد يعني آرامش و شادماني منافات دارد .

از سوي ديگر حركت انسانها به سوي علم و معرفت همواره با شادماني و نشاط توأم است خاصه آنكه وقتي  انسان معناي جديدي كشف ميكند ، ابتهاج زائد الوصفي تمام وجود آدمي را در بر ميگيرد ، آن لحظه تازه عيد ناميده ميشود .

معناي ديگري كه از عيد,عارفان به ما آموخته اند ، جان باختن و قرباني كردن جان خويش در پاي معشوق است . و نماد ظاهري آن ايام حج و عيد قربان است كه حيواني را انسان به عنوان تحفه و هديه به طرف جايگاه معيني ميبرد تا براي كامل شدن عبادت قرباني كند ..

 مولوی در اين معنا گفته است :


   خويش فربه مينماييم از پي قربان عيد     


                             كان قصاب عاشقان بس خوب و زيبا ميكشد


   كشته شدن در پاي محبوب و قرباني كردن خود مهمترين تعريفي است كه مولوي ازعيد به ما ميدهد              

در تمامي اين تعريفها عيد براي انسان مطرح شده است ،يعني ما در شرايط ويژه اي احساس مباركي و نو شوندگي داريم . اما به نظر ميرسد اين تازگي قبل از آنكه در رابطه با ما معني شود در باره توليد كننده اين شرايط يعني خداوند بايد معنا شود . چون خداوند « بديع السموات و الارض است » و خود را با عنوان «فتبارك الله احسن الخالقين» به ما معرفي نموده است . واز سوي ديگر اين مباركي در تمامي ملك و ملكوت عالم جاري است ، لذا از اين خداي بزرگ و مبارك ميتوان هرلحظه طعم مباركي را چشيد ن بهار طبيعت به يك معنا عيد ناميده شده است . به همين دليل اگر عيدي است اولاً از آن خداست نه از آن آدميان ، و اين معنا با ساير تعاريف آمده در باب عيد يك فرق گوهري دارد كه آن محوريت خداست .


گریه ی ما یک زمان به کار می آید

گریه ی ما یک زمان به کار می آید

مزرعه ی عاشقان به بار می آید

گریه ی ما یک زمان به کار می آید

این دل پاییزیَم علامت خوبی است

بعد خزان نوبت بهار می آید

پای برهنه کنار جاده نشستم

منتظرم ، یعنی آن سوار می آید؟

اهل کرم بر فقیر سخت نگیرند

مطمئنم با دلم کنار می آید

حرف بزرگان ما دو تا شدنی نیست

او که بگوید ، سر قرار می آید

بافتن شعر ما به خاطر یار است

خب چه بگوییم جای (( یار می آید )) ؟


آفتاب کعبه

بسمه تعالی

آفتاب کعبه



سلام بر محبوب دلها، مطلوب دیده ها، مقصود عالمیان

سلام بر جانها، طراوت هستی، شادابی بخش روزگاران

سلام بر امام عالَم و آدم، مولای انس و جان، یکتا نگار جهان

سلام بر امید زندگی و مایه حیات

سلام بر مهدی، آنکه نام دلنشینش جان را معطر می کند و یاد دل انگیزش روح را طراوت می بخشد.

سلام بر تو ای بقیه ی اولیای خدا در زمین، ای ذخیره خاندان وحی، ای آخرین امید سالروز میلادت را جشن می گیریم و یکدیگر را غنچه های تهنیت نثار می کنیم و شکوفه های تحیّت می افشانیم.
اما همینکه خاطر را از یاد ولادتت خوش می داریم، گلخنده های شوق بر لبهایمان می پژمرد و غمی بزرگ بر جانمان سایه می افکند و نقش خیال را بر هم می زند. غم دوری تو عزیزترین.

آخر کدام هجران دیر پای تاریخ است که بیش از هزار و صد سال به درازا کشیده شده باشد؟

آیا هجران امروز ما به فردای وصال تو نمی رسد؟

آیا درد عالم سوز ما را درمانی نیست؟

آیا تشنگی ما را آب گواراریی فرو نخواهد نشاند؟

آری وعده ی خدا تخلف ناپذیر است. به یقین روزی خواهد آمد.

این یلدای هجران را صبحی در می رسد. این زمستان بی فروغ را قدوم بهاران در هم خواهد شکست. روزی خواهد رسید که آفتاب از کعبه می دمد و گلهای امید شکوفه می کند. زمین به نور پروردگارش روشن می شود.

تو خواهی آمد، ذوالفقار علی در دست. بر کعبه تکیه خواهی زد. و فریادی جهانگیر بر خواهی داشت که: انا بقیه الله المنتقم

اشعار امام زمان (عج)

اگر چه روز من و روزگار مي گذرد
دلم خوش است که با ياد يار مي گذرد

چقدر خاطره انگيز و شاد و رويايي است
قطار عمر که در انتظار مي گذرد

به ناگهانيِ يک لحظه عبور سپيد
خيال مي کنم آن تک سوار مي گذرد

کسي که آمدني بود و هست، مي آيد
بدين اميد، زمستان، بهار، مي گذرد

نشسته ايم به راهي که از بهشت اميد
نسيم رحمت پروردگار مي گذرد

به شوق زنده شدن، عاشقانه مي ميرم
دو باره زيستنم زين قرار مي گذرد

همان حکايت خضر است و چشمه ظلمات
شبي که از بَرِ شب زنده دار مي گذرد

شبت هميشه شب قدر باد و، روزت خوش
که با تو روز من و روزگار مي گذرد


:::: یا بقیه الله آجرک الله :::: اشعار امام زمان (عج) ::: یا صاحب الزمان ادرکنی ::::

در فراق یار

در فراق یار


ای به دامان ستاره نرگس

آمدی؟ ماه پاره ی نرگس

ای زشب تا سحر به خاطر تو

لحظه ها هم شماره ی نرگس

همه هستی در انتظار تو بود

ای رسول هزاره ی نرگس

عالمی مست نرگس مستت

ای به سینه شراره نرگس

همه کس غرق نیمه ی شعبان

همه جا جشنواره ی نرگس

ای حروف مقطع قرآن

ای سرود هماره ی نرگس

میم و حا، میم و دال، یعنی تو

ای خبر ای گزاره ی نرگس

ای دل آرای سیزده معصوم

چارده استعاره ی نرگس

پرسش مخفیانه ی بابا!

پاسخ با اشاره ی نرگس!

مثل حیدر تولدت پنهان

کعبه ات در کناره ی نرگس

همه اسماء نور را خواندی

یک به یک تا شماره ی نرگس

اولین سجده ی تو دیدن داشت

پیش بهت نظاره ی نرگس

بهتر از آن ،شهادتینت بود

بهترین یادواره ی نرگس

که زبَدو تولدش، نورش

می رود تا ستاره ی نرگس

از لبت غنچه ی دعا می ریخت

شیعه را تا بهاره ی نرگس

مادرت را به نام می خواندی

تا که بی استشاره ی نرگس

بوی یاس آمد و گل زهرا

رفت از گاهواره ی نرگس

رفت تا آسمان هفتم تا

گل کند ماه پاره ی نرگس

ماند تا ساعتی دگر بر لب

خنده ی نیمه کاره ی نرگس

آن سزاوارتر زنرگس کیست؟

که برد شیرخواره ی نرگس

شاید او پیش مادرش زهراست

بی نیاز از نظاره ی نرگس

به خدا می برد پناه اما

شد مجاب استجاره ی نرگس

غیبت کوچکش به سر آمد

چاره شد انتظاره ی نرگس

ای رخت غائب از نظر برگرد

چاره ای ای ستاره ی نرگس

مادرت را به هوش آوردی

ای حیات دوباره ی نرگس

وای از نرگس خیام حسین

که زکف رفت چاره ی نرگس

گاهواره دوباره خالی شد

این کجا، گاهواره ی نرگس

روی دست حسین بر می گشت

جگر پاره پاره ی نرگس

چه ربابی چه مادری ای وای

معجر و گوشواره ی نرگس


منبع:هیئت وارثان ثارالله

اشعاری در مدح آقا امام زمان (عج)

عمرم به سر رسید نشد یارتان شوم
آقا نشد که لایق دیدارتان شوم

غفلت بساط کرد سر راه طفل دل
وایَم نشد که راهیِ بازارتان شوم


واصل اگر به عَرضه حسن تو می شدم
چیزی نداشتم که خریدارتان شوم

باری ز دوش حضرتتان بر نداشتم
شرمنده ام که تا به کجا بارتان شوم

ای حیدر زمانه غریبت گذاشتیم
در روز غم ولی نشد عمارتان شوم

با آنکه سر شکسته و سر خورده مانده ام
اذنم بده فدایی و سردارتان شوم

ماه خدا رسید و دلم آرزو نمود
مهمان کنار سفره افطارتان شوم

در روز انتقام شهیدان کربلا
آقا اجازه هست ز انصارتان شوم

در بین روزه و عطش و اشک و شور و شین
یک ذکر مستجاب بگویم فقط حسین


منبع:سایت اشعار امام زمان

گفت و شنود با يار

گفت و شنود با يار

گفتم به دل سلامي از جان به دوست دادن
گفتا خوشـــــا جوابي از لعل او شـــــنيدن

گفتم گذر زكويش ما را ســـــــعادت آرد
گفتا كرم زايــــشان خواهد به ما رســـــيدن

ادامه نوشته