جایگاه رنگهای مختلف در فرهنگ و هنر اسلامی
یکی از ابزارهای فرح و شادی، زیبایی بصری و دیداری است که باعث انبساط خاطر
و آرامش ذهن میشود. دین اسلام هم به استفاده از رنگهای متنوع و شاد
تاکید کرده است. اما جالب اینجاست که علیرغم این تاکید دینی، باز هم بسیاری
از مردم توجهی به رنگ لباس خود نمیکنند. میگویند سفید رنگ مورد علاقه
پیامبر بوده و در قرآن آیهای هست که به رنگ زرد تاکید دارد (قال انه یقول
انها بقره صفرا فاقع لونها تسرالناظرین) و رنگ سبز نشان سیادت خاندان
علی(ع) است. حالا اینکه رنگ مشکی بر چه اساس برای پوشش مسلمانان-به خصوص زن
مسلمان- رنگ برتر به شمار آمده، بحثی است که شماری آن را به دوره قاجار در
ایران نسبت میدهند. گرچه شواهد و مدارکی دال بر تایید این نظر هست، اما
رنگ مشکی پرده خانه خدا در قبول بی چون و چرای این پیشینه تاریخی تزلزل
میآفریند. تزلزلی که با ورود به مبحث هنر اسلامی البته قابل تعدیل است.
چرا که از دیدگاه اندیشمندان هنر اسلامی، رنگ سفید نشانی از وجود مطلق
پروردگار است که عموماً به نور نیز تعبیر میشود؛ و رنگ سیاه نماد تعالی و
رسیدن به جهان و مفاهیم ماورایی است. تفسیری که نه فقط اساس انتخاب رنگ
سیاه برای پوشش خانه کعبه بوده، که مفهومی خاص برای رنگ سفید لباس احرام
مسلمانان نیز یافته است.
با ورود به مبحث هنر اسلامی، در کمال شگفتی دنیایی از رنگ آبی در طیفهای گوناگون به روح و جسم مسلمان پاشیده میشود. فیروزهای، لاجوردی و زنگاری رنگهای اصلی در زمینه معرفی اسلام به دنیا هستند. یعنی به لطف تعابیر موجود در هنر اسلامی، مسلمان را در دنیا نه به رنگ سیاه، که به رنگ آبی -نمادی از مراقبه و مشاهده- میشناسند. آبی اشارهای است به رنگ آسمان آرام سپیدهدم که آرامش و قداستی خاص را بر پهنه گیتی میگسترد. بر همین اساس در معماری مساجد، درون این بنا خلاف نمای بیرونی که اغلب از آجر است، فضایی سفید طراحی میشود که در کنار تزئینات آبی رنگ کاشیها در دیواره داخلی گنبد به خلوت و آرامش و سکوت دامن زده و روح معنویت را در آن میدمد. فلسفهای که این رنگ را تا این اندازه برای هنر اسلامی مهم کرده است به عمقی برمیگردد که از آبی ساطع میشود. رنگی که یادآور بی چون و چرای وسعت آسمان و بیکرانگی دریا است، حضور خود را به عنوان سمبل جاودانگی و ایمان در هنر اسلامی اثبات میکند. در واقع تعاریف مختلف همواره آبی را متوجه درون دانسته و ادعا میکنند هیچ رنگی به این اندازه ابعاد متفاوت روح آدمی را در خود بروز نداده است.
اما
رنگ سیاه که اغلب در مباحث فرهنگ و فلسفه و هنر جایگاهی متضاد با پاکی،
بیگناهی و تعالی داشته است، چرا باید به مقام برتری در پوشش مسلمان برسد؟
این امر در ایران میتواند تا حدودی به همان پیشینه تاریخی سلیقه قاجار
بازگردد. به خصوص آنکه در کمتر جامعه اسلامی متفاوت از ایران، میتوان
مسلمان را لزوماً با پوشش مشکی دید. به جز برخی از ایالات هند، در باقی
مناطق، مسلمانان از همان تنوع رنگی در پوشش خود استفاده میکنند که مسیحی و
هندو و بودایی و دیگر مذاهب. در پاکستان، مالزی، ترکیه و دیگر کشورهای
آفریقایی هم غلبه رنگی وجود ندارد. گرچه عراق و سوریه و کشورهای عربی حاشیه
خلیج فارس از این قاعده مستثنی هستند، اما نکته جالب در مورد این نواحی از
کره زمین هم آن است که تا مدتها جنس لباس این مردم از کنف و گونی بوده و
رنگی خاکی داشته که برگرفته از طبیعت اطرافشان نیز بوده است. زنان اغلب
چادری عبایی شکل به رنگ بیابان داشتهاند که به مرور تبدیل به سبز یشمی شده
و بعدتر به مشکی رسیده است. امروز
هم که زنان عرب در حجابی سراسر مشکی ظاهر میشوند، مرد عرب با پوششی یکدست
سفید همراه شده است تا تکامل دو جنس در کنار هم بیشتر نمود بیرونی و ظاهری
پیدا کند. در واقع این تضاد رنگ عجیب در لباس عرب به ریشههایی در مذهب
باز میگردد که ازدواج را امری در جهت تکامل به شمار آورده است. همسایگی با این کشورها و تعدد روابط میان ایران و آنها نیز میتواند دلیلی مزید بر این حافظه تاریخی -قاجاریه- به شمار آید.
دلیل
توجه به رنگ مشکی هرچه باشد، عرف جامعه کنونی ایران را تشکیل داده که برای
زن مسلمان محجبه به دنبال حجاب برتر، گریزی از پذیرش آن نیست. ایجاد
دگرگونی نیز در عرف جامعهای این چنین که هنوز علیرغم ظاهر آشفته و
سرگردان و متضاد، در بطن خود به شدت پایبند به مذهب و سنت باقی مانده، گرچه
شاید در بررسی و پژوهش ساده به نظر برسد، اما در عمل کاری به شدت
طاقتفرسا و نیازمند زمان خواهد بود که بدون همیاری و دخالت مراجع دینی هم
به نتیجه نخواهد رسید. در این میان، امید و آرزوی زن ایرانی هم میتواند
این باشد که آیندهای رنگینتر از امروز در انتظارش باشد و روزی فرا رسد که
زن مسلمان ایرانی را در دنیا با رنگی به جز مشکی بشناسند.
درجهان كنوني و همسو با روند رو به رشد و شتابزده تكنولوژي كه همه اركان زندگي بشر را تحت الشعاع خود قرارداده، و اينك كه دنياي مجازي اينترنت و سايتهاي ماهواره اي جوامع بشري را احاطه كرده است بر آن شديم به جهت همگامي با اين روند شتابان و بهره مندي از تكنولوژي در راستاي بروز رساني اطلاعات،اطلاع رساني سريع و به موقع، پردازش اخبار و اطلاعات و برنامه هاي هيئت وديگر موارد وبلاگ كنوني را با همكاري گروه فرهنگي و هنري هيئت صاحب الزمان (عج) راه اندازي نمايئم،اميد است مثمرثمر و مفيدفايده باشد،انشاالله...........